تعريف
تعالی خدمات بالینی در مفهوم کلی به معنای ارتقای کیفیت خدمات بالینی و افزایش پاسخگویی ارائه دهندگان و متولیان امر سلامت در قبال کیفیت خدمات ارائه شده به مردم است.چارچوبي که در آن سازمان هاي ارائه کننده خدمت در قبال بهبود دائمي کيفيت پاسخگو بوده و با ايجاد محيطي که در آن تعالي در خدمات باليني شکوفا مي شود به صيانت از استانداردهاي عالي خدمت مي پردازند. کیفیت ارائه خدمات سلامت و تلاش برای ارتقاء وضعیت آن همیشه از دغدغه های اصلی و خاموش نشدنی سیاست گذاران عرصه سلامت و نیز مجریان و ارائه دهندگان سخت کوش و ایثارگر این عرصه خطیر بوده و همواره فکر ارائه دهنده و گیرنده این خدمات را به خود مشغول داشته است و در جستجوی روشی جهت ارتقاء بهبود کیفیت در سازمان بودند.
تاريخچه
اولین جنبش ارتقاء کیفیت خدمات سلامت در سال 1948 در انگلستان با تاسیس نظام سلامت ملی شروع شد. در دهه 1970 تحلیل گران و نظریه پردازان با شناخت اهمیت درک ارتباط میان ساختارها، فرایندها و پیامدها به تعریف مفهوم و ارتباط اجزای کیفیت پرداختند. از سال 1982، بتدریج مدیران پاسخگوی نتایج و برونداد خدمات شدند.
در سال 1983 گزارش گریفیث به عدم شفافیت در پاسخگویی در سطح محلی اشاره کرد که به کنار گذاشته شدن مدیریت درمان بر اساس توافق جمعی و انتصاب مدیر عمومی برای رهبری واحدهای مراقبت های سلامت انجامید. نقش کارکنان پزشکی درون گروههای درمانی مشخص گردید و این اقدام، عنصر پاسخگویی فردی برای خدمت ارایه شده را در نظام خدمات سلامت وارد نمود.
در اوایل دهه 1990، هنوز شواهد اندکی مبنی بر استفاده از فرصتها برای نهادینه ساختن مفهوم ارتقاء کیفیت در خدمات سلامت در سطح ساختاری، وجود داشت. در همین سال“ حاکمیت بالینی“ به عنوان لایحه ای ارائه می شود.
در سال 1999 سازمان ملی خدمات سلامت انگلستان تاسیس شد و مستقیماً به مساله کیفیت مراقبت سلامت پرداخت. دولت برای اولین بار مسوولیت قانونی امر کیفیت را عهده دار شد و نگرش حاکمیت فراگیر که پیش از این تنها در مورد امور مالی و بارکاری کاربرد داشت به عرصه ارایه کیفیت گسترش پیدا کرد. بدین ترتیب کیفیت به جای یک ضمیمه مطلوب به هدفی غالب تبدیل شد.
تاریخ آخرین بروزرسانی   :  1392-3-1 9:05        برو بالای صفحه نسخه قابل چاپ